جغد سیاه
معرفی خواندنی‌ترین کتاب‌ها
دسته بندی: رمان تاریخی

خالکوب آشویتس

هدر موریس
8 دقیقه
خالکوب آشویتس
62
0
معرفی کتاب «خالکوبی آشویتس»
«خالکوبی آشویتس» نوشته‌ی هدر موریس، یک رمان تاریخی و جذاب بر اساس داستان واقعی مردی یهودی و اهل اسلواکی به نام لالی سوکولوف است. این کتاب با زمینه‌ی یکی از تاریک‌ترین اعصار تاریخ، روایتی تکان‌دهنده از آن ایام پیش چشم خوانندگان می‌گذارد. روایتی از عشق، امید و روح تسلیم‌ناپذیر انسانی. رمانی قدرتمند که هم برآمده از تخیل نویسنده‌اش است و هم نتیجه‌ی یک تحقیق طولانی‌مدت است. رمانی است علیه فراموشی و به‌یادآوردن فجایع گذشته، همراه با درسی برای امروز انسان و یک آرزوی دیرپا: جهانی عاری از نفرت و تعصب.
خالکوب آشویتس داستانی واقعی

«خالکوب آشویتس» چطور نوشته شد؟

از وقتی سوژه‌ی این کتاب در ذهن در موریس به غلیان درآمد که او ملاقاتی با لالی سوکولوف انجام داد. لالی بخشی از خاطراتش را که نوشته بود به موریس سپرد و بعد حاضر به گفت‌وگو با این نویسنده هم شد. جلسات بی‌شماری کنار هم نشستند و لالی از خاطراتش سخن گفت. موریس نوشتن کتاب را از سال ۲۰۰۳ آغاز کرد. با این همه لالی خود کتاب را ندید، چرا که در سال ۲۰۰۶ درگذشت. این بخشی از منابع اطلاعاتی موریس برای نوشتن «خالوب آشویتس» بود. او به همین اکتفا نکرد و با دیگر بازماندگان و خانواده‌ی آن‌ها مصاحبه کرد تا از صحت گفته‌های لالی مطمئن شود. 

شخصیت اصلی رمان «خالکوب آشویتس»

در «خالوکوب آشویتس» ما زندگی لالی سوکولوف را می‌خوانیم. مردی یهودی که در جنگ جهانی دوم، مانند دیگر یهودیان دستگیر و راهی اردوگاه کار اجباری آشویتس می‌شود. از عنوان رمان، کار او مشخص است، او در اردوگاه خالکوب است. اما نه برای زیبا کردن زندانیان. او مسئول است تا شماره‌ی زندانیان را بر تن‌شان حک کند. 

مسئولیت شخصیت اصلی کتاب خالکوب آشویتس

«خالکوب آشویتس» در چه گونه‌ی ادبی جای می‌گیرد؟

این رمان از آن دست آثاری است که هم سری در واقعیت دارد و هم از تخیل نویسنده الهام گرفته است. لالی سوکولوف یک شخصیت واقعی بوده، در اردوگاه کار اجباری آشویتس هم حضور داشته و کارش هم خالکوبی بوده. تا اینجا در تاریخ آمده. اما کاری که نویسنده، هدر موریس کرده، گفت‌وگو با بازماندگان و خانواده‌هایشان و نیز گفت‌وگو با خود لالی بوده. این مصاحبه‌های طولانی، مواد خام نویسنده بوده، برای نوشتن رمان «خالکوب آشویتس».

با چه مضامینی در رمان «خالکوب آشویتس» مواجه می‌شویم؟

از موضوعات محوری کتاب، قدرت عشق و اهمیت ارتباط و پیوند انسانی در مواجهه با ناملایمات عظیم و دهشتناک است. اهمیت این موضوع را نویسنده در رابطه‌ی لالی با دختر جوانی به نام گیتا که او نیز از زندانیان است، به تصویر می‌کشد. رابطه‌ی این دو را می‌توان همچون نوری در تاریکی، شعله‌ی امیدی در تمام روایت نویسنده دانست. داستان عشق آن‌ها درست مقابل شرایط غیرانسانی اردوگاه است، مثل یک عکس‌برگردان و نیز نمایشی است از مقاومت روح انسان در بدخیم‌ترین وضعیت‌ها. 

نویسنده در «خالکوب آشویتس» چه می‌خواهد بگوید؟

جز اینکه «خالکوب آشویتس» روایتی هولناک از اردوگاه کار اجباری و به تصویر کشیدن جزئی از آنچه هولوکاست می‌خوانیم، اما موضوعش و آنچه نویسنده در صدد بیان آن است بیشتر از این‌هاست. درباره‌ی هولوکاست کتاب‌های فراوان تاریخی منتشر شده و خواننده‌ی علاقه‌مند به تاریخ می‌تواند به آن‌ها رجوع کند. اهمیت کار هدر موریس این‌جاست که او نه به‌عنوان یک مورخ، بلکه به عنوان یک داستان‌نویس یک اردوگاه کار اجباری و ظلم و ستم نازی‌ها را به تصویر می‌کشد. جزئی‌ترین رویدادها هم برای او مهم است و از طرفی مبارزه‌ی روزانه‌ی زندانیان و مقاومت آن‌ها برابر ژرمن‌ها را با دقت توصیف می‌کند. از انتخاب‌های اخلاقی زندانیان که هر روز با آن مواجه‌اند، تا مسئله‌ی بقا در یک اردوگاه، دخالت گیتا در بازار سیاهی که در اردوگاه وجود دارد و تعاملش با دیگر زندانیان، دست‌وپنجه نرم کردن زندانیان با گرسنگی و کمبود غذا و تلاش برای به‌دست آوردن لقمه‌نانی، و نیز یافتن دارو و دیگر مایحتاج زندگی روزمره، همه و همه روایت نویسنده را از یک روایت تاریخی مورخ متمایز کرده است. 
«خالکوب آشویتس» ماهیت غیرانسانی اردوگاه کار اجباری را به تصویر می‌کشد، جایی‌که هویت انسانی افراد به شماره‌ی خالکوبی‌شده روی بازوهایشان تقلیل می‌یابد. اگر جنایت و سنگدلی یک‌سوی این روایت را پُر می‌کند، در سمت دیگر، شفقت و انسانیت هم وجود دارد. تعاملات لالی با سایر زندانیان و همچنین خطراتی که برای کمک و محافظت از آن‌ها انجام می‌دهد، یادآور قدرت مهربانی و ظرفیت همدلی حتی در سخت‌ترین شرایط است.
خلاصه اینکه ما با این کتاب، گویی به گذشته سفر می‌کنیم و یکی از هولناک‌ترین موقعیت‌های بشری را از لنز منحصربه‌فرد یک نویسنده به نظاره می‌نشینیم. 

بخشی از کتاب خالکوب آشویتس

انتشار «خالکوب آشویتس» چه بازتابی داشت؟

وقتی کتاب در یازدهم ژانویه‌ی ۲۰۱۸ منتشر شد، خیلی زود با تحسین کتابخوانان و منتقدان همراه شد و دیری نپایید که به زبان‌های متعددی ترجمه شد. منتقدی «خالکوب آشویتس» را اهمیت شهادت دانست و دیگر منتقدی آن را کوششی برای حفظ داستان‌های هولوکاست. منتقد مجله‌ای هم اهمیت آن را در مسئله‌ی یادآوری و عدم فراموشی بیان کرد. هرچه که بود «خالکوب آشویتس» کاوشی در روح تسلیم‌ناپذیر انسان در مواجهه با شر بود که خوانندگان بسیاری را در سراسر جهان متأثر کرده است. 

جای «خالکوب آشویتس» در کتابخانه‌تان کجاست؟

اگر کتاب‌هایی با محوریت هولوکاست دارید، «خالکوب آشویتس» جایش کنار آن‌هاست. در سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم، رشته مطالعاتی آغاز شد درباره‌ی هولوکاست و نیز اردوگاه کار اجباری که از دل آن‌ها آثار بسیاری منتشر شد و می‌شود، آن‌قدر که امروزه یک رده را به خود اختصاص داده‌اند. آثاری که در فرم‌های گوناگون نوشته می‌شوند. از یک روایت تاریخ صرف گرفته تا داستان و ناداستان، از خاطره، زندگینامه گرفته تا جستار. آثار پریمو لوی مهم‌ترین‌های این دست کتاب‌ها هستند. کتابی نظیر «مرگ کسب و کار من است» هم در این دسته است. از طرف دیگر یک دسته آثار هم درباره‌ی اردوگاه‌های کار اجباری داریم که این کتاب در این دسته هم قرار می‌گیرد. کتاب‌های الکساندر سولژنتسین مثل «مجمع‌الجزایر گولاک» که از تبعیدگاه و اردوگاه کار اجباری در سیبری روایتی تکان‌دهنده به‌دست می‌دهد و یا کتاب «یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ» در همین دسته‌اند. 

Separator

یک جرعه از کتاب

او همراه دیگران سوار قطار شد، وقتی واگن را تا جایی که جا داشت پر کردند، دید که درها بسته شدند و شنید که اعضای ارتش اسلواکی، مردانی که بی تردید وظیفه‌شان محافظت از او بود، چفت درها را انداختند. او بارها و بارها صدای بسته شدن درها و چفت‌ها را شنید.
اگر صبح از خواب بیدار شوی، معجزه است.
وقتی سال‌ها بدون اینکه بدونی تا پنج دقیقه‌ی دیگه زنده می‌مونی یا نه، زندگی کنی، تقریباً چیزی نیست که نتونی تحمل کنی.
روز، شب می‌شود و هنوز مردان در صف می‌ایستند، تا برای باقی عمر، چه طولانی باشد، چه کوتاه، شماره شوند.
صدای خنده‌ی آنان در اردوگاه مرگ آن چنان غیرعادی است که لالی خوشحال می‌شود.
گویی چشمان مرد هیچ‌چیز نمی‌بیند؛ مردی است که روحش مدت‌ها پیش مرده و بدنش در انتظار پیوستن به آن است.
فقط مرگ در این مکان تسلیم نمی‌شود.
تو باعث می‌شی من به آینده باور داشته باشم.
بارتسکی: «یه چیزی و می‌دونی خالکوب؟ تو تنها یهودی‌ای هستی که از کوره‌ی آدم‌سوزی زنده بیرون می‌آد.»
لالی می‌گوید: «من اهل اسلواکی‌ام. سه سال توی آشویتس زندانی بودم.» و آستین چپش را بالا می‌زند تا شماره‌ی خالکوبی‌شده را به افسر نشان دهد. «چیزی درباره‌ش نشنیدم.» لالی آب دهانش را قورت می‌دهد. برایش غیرقابل‌تصور است که جایی به هولناکی آشویتس معروف نیست.
Separator

خلاصه کتاب

فصل اول با ورود لالی سوکولوف به آشویتس آغاز می‌شود و دیده‌هایش نخستین او از وضعیت دهشتناک اردوگاه کار اجباری. رمان با چنین شروع قدرتمندی، خواننده را میخکوب می‌کند. 
در فصل بعدی، او به‌عنوان خالکوب، مؤظف می‌شود شماره‌ی زندانی را بر بازوی حبس‌شده‌ها حک کند؛ یک وظیفه‌ی تلخ.
در فصل سوم با لالی همراه می‌شویم که با دیگر زندانیان اردوگاه آشنا می‌شود. از کار و حرفه‌شان سردرمی‌آوریم و از عقاید و خصائل اخلاقی هر یک از آن‌ها. یکی موسیقیدان بوده و یکی فعال سیاسی، ما داستان هر یک از آن‌ها را می‌شنویم. 
فصل چهارم، فصلی است که ارتباط لالی با گیتا که در فصل پیشین ما با او آشنا شدیم عمیق‌تر می‌شود. در این فصل نسیمی تازه در رمان می‌پیچد؛ نسیمی از امید آن‌هم به واسطه‌ی عشق این دو به هم. 
در فصل بعدی لالی را در بازار سیاه اردوگاه می‌یابیم و در حال تدبیری برای حل مشکل زندانیان و کمبودهای آن‌ها. لالی از هیچ تلاشی برای حل مشکلات آن‌ها دریغ نمی‌ورزد. 
فصل بعدی با خبر می‌شویم که جنگ رو به پایان است و ارتش متفقین در حال نفوذ به قلب آلمان است. انتظار زندانیان برای آزادی و نیز سرعت بخشیدن به موتور کشتار، این فصل را از خواندنی‌ترین فصول کتاب می‌کند. 
آزادی را در فصل هفتم می‌خوانیم. لالی از اردوگاه کار اجباری آزاد شده، اما از زندان تأثیرات دهشتناکی بر روح و جسم آدمی می‌گذارد. لالی هم از پیامدهای آن به‌دور نمانده. اسیر تروماست تا زمانی که...
در فصل بعدی او و گیتا باز به‌هم می‌رسند. به اشتراک گذاشتن خاطرات‌شان همچون مرهمی است بر دردهای ایام اسارت. اینجا تصویری ارائه می‌شود از قدرت عشق و نیز اهمیت به‌یاد آوردن گذشته که در فصل پایانی کتاب نویسنده و لالی بر آن تأکید می‌کند.
شهادت دادن، و ارزش گذاشتن بر میراث به‌جای ماندگان آن وقایع، کاری است که نویسنده در فصل آخر می‌کند. 
Separator

درباره نویسنده

هدر موریس نویسنده و فیلمنامه‌نویس استرالیایی است که بیشتر به خاطر کتاب «خالکوب آشویتس» شناخته شده. موریس که در نیوزلند متولد شد، در جوانی به ملبورن استرالیا رفت و ابتدا حرفه‌ی بازیگری را دنبال کرد: در نمایش‌های مختلف روی سن تئاتر رفت و در شوهای تلویزیونی شرکت جست. در سال ۲۰۰۳ با لالی سوکولوف، بازمانده‌ای از هولوکاست و زندانی سابق آشویتس ملاقات کرد و متقاعد شد تا بر اساس خاطرات لالی کتابی بنویسد. این کتاب وقتی با عنوان «خاکوب آشویتس» در ۲۰۱۸ منتشر شد، جهان را تکان داد. در لیست پرفروش‌های امریکا و اروپا قرار گرفت و به زبان‌های متعدد ترجمه شد.  پس از موفقیت «خالکوب آشویتس»، موریس در کتاب «سفر سیلکا» دنباله‌ی آن را نوشت، کتابی که در سال 2019 منتشر شد و داستان زندگی سیلکا کلاین که در کتاب «خالکوب آشویتس» هم او را شناخته بودیم، روایت می‌شود.
Separator

سوالات متداول

این از بهترین آثار درباره‌ی هولوکاست است. این یک دلیل. اما دلیل دیگر، به مضامین کتاب برمی‌گردد. آنجایی که نویسنده با قلم جادویی‌اش از قدرت روح انسان در برابر پلیدترین نیروها سخن می‌گوید.
شاید مخاطب اصلی این رمان آن‌هایی باشند که به درام‌های تاریخی علاقه‌مندند. از طرف دیگر برای کسانی‌که به آثار هولوکاست‌پژوهی دلبسته‌اند این رمان، روایتی است دست‌اول از یکی از بازماندگان آن ایام.
Separator

کتاب‌های مشابه

Separator

نظر کاربران

نظر خود را با ما به اشتراک بگذارید.