مردم تمایل دارند اهمیت نسبی موضوعات را راحت و بیدردسر با اطلاعات دریافتی از حافظهی خود ارزیابی کنند و حافظه هم تا حدود زیادی با پوشش خبری رسانهها پر میشود. ذهن و حافظهی ما از موضوعاتی پر میشوند که مکرراً در رسانهها اعلام میشود و در عین حال، موضوعات دیگری که به آنها پرداخته نمیشود از نظر ما دور میماند. از سوی دیگر، آنچه رسانهها برای گزارش انتخاب میکنند منطبق با آن موضوعاتی است که از نظر آنها در شرایط کنونی در ذهن مردم وجود دارد. اینکه رژیمهای استبدادی فشار قابلتوجهی بر رسانههای مستقل وارد میکنند، تصادفی نیست. از آنجا که رویدادهای چشمگیر و افراد مشهور به راحتی میتوانند علاقه و توجه مردم را برانگیزانند، پوشش رسانهای گسترده راجع به موضوعات مورد علاقهی مردم رایج و متداول است. به عنوان مثال، تا چند هفته پس از مرگ مایکل جکسون، یافتن کانال تلویزیونی که موضوع دیگری را گزارش کند، تقریباً غیرممکن بود. در مقابل، موضوعات مهم اما غیرهیجانانگیز دیگری نظیر کاهش استانداردهای آموزشی یا سرمایهگذاری بیش از حد منابع پزشکی بر آخرین سال زندگی انسان پوشش کمتری در رسانهها دارند، چون برای مخاطب چندان جذاب نیستند.