«احساساتت رو پنهان کن. ترست رو پنهان کن و از همه مهمتر همیشه به صورتت نقاب بزن. هیچ کس نباید چیزی بدونه پیدی. به هیچ کس و هیچ چیز به جز غریزهات اعتماد نکن.»
صدای ملایم پدرم همانطورکه در سرم طنینانداز میشود، بسیار تکان دهنده است و به من یادآور میشود هر بخشی از زندگیام باید دروغ باشد و دختری که مقابل من نشسته هم به اندازهی باقی مردم این پادشاهی فریب خورده است.