همه ما از زندگی جدا ماندهایم، همه فلج شدهایم، همه ما کمابیش چنان از زندگی واقعی دور شدهایم که نسبت به آن احساس نفرت و انزجار میکنیم. حتی نمیتوانیم تحمل کنیم که کسی آن را به ما یادآوری کند. چرا زندگی واقعی را تلاش و کار سخت میدانیم و همه پنهانی با هم توافق داریم که زندگی در کتابها و نوشتهها بهتر است. چرا گاهی دور خود میچرخیم؟ در جستجوی چه هستیم؟ خودمان هم نمیدانیم.