جغد سیاه
معرفی خواندنی‌ترین کتاب‌ها
دسته بندی: رمان خارجی

هیچ‌وقت دروغ نگو

فریدا مک فادن
5 دقیقه
هیچ‌وقت دروغ نگو
28
0
یکی باید بمیرد!
درباره‌ی کتاب «هرگز دروغ نگو»

معرفی کتاب

«هرگز دروغ نگو» داستانی است پرکشش و جذاب؛ یک قصه‌ی جنایی با شخصیت‌هایی چند بعدی. با شخصیت‌هایی که یک روده‌ی راست در شکم‌شان نیست و به‌سادگی دروغ می‌گویند، مانند خود راوی. داستانی پیچیده همچون کلافی درهم. نوشته‌ی نویسنده‌ای که با کتاب‌های «خدمتکار» و «بخش دی» در ایران هم به شهرت رسیده است. اگر خلاصه‌ی قصه را بخوانی شاید با خودت بگویی با قصه‌ای کلیشه‌ای سروکار داری: آدم‌هایی که در خانه‌ای متروک، در جنگلی خود را می‌یابند و ماجراهای هولناکی بر سرشان آوار می‌شود. قصه‌ی این رمان هم چنین آغازی دارد اما ادامه و پایانی کلیشه‌ای و نخ‌نما ندارد. داستانی مهیج است ساخته‌شده از تهدید و انتقام و اخاذی و دروغ و عشق و اعتماد و حسادت و کینه.

نویسنده کتاب هرگز دروغ نگو

«هیچ‌وقت دروغ نگو» درباره‌ی چیست؟ 

رمان حول محور زندگی زوج جوانی به نام تریشیا و ایتان می‌گردد. زوجی که پس از شش ماه از ازدواج‌شان در دوران «ماه‌عسل» زندگی‌شان هستند و در جست‌وجوی خانه‌ی ایده‌آل‌شان هستند. زندگی‌شان زمانی دستخوش تغییر می‌شود که خانه‌ی ایده‌آل‌شان را می‌یابند، نادانسته از اینکه این خانه، خانه‌ی روان‌شناسی است که سال‌هاست گم‌شده و همه گفته‌اند مُرده است. روان‌شناسی به‌نام ادربین هیل. از اینجا لایه‌هایی رازآلود داستان آشکار می‌شود. به‌خصوص وقتی تریشیا نوار کاست‌های گفت‌وگوی ادربین با بیمارانش را پیدا می‌کند و گوش می‌دهد. 

جغرافیای رمان

از ویژگی‌های مهم این رمان محدود بودن لوکشین و جغرافیای رمان است. قصه در یک خانه‌ی قصرگونه می‌گذرد. پس داستان بیشتر نه توصیف، بلکه در دیالوگ‌ها روایت می‌شود و به پیش می‌رود. این خانه، که خانه‌ای است متروکه و دورافتاده از شهر، به‌خودی خود هراس‌آفرین است. در داستان‌ها و فیلم‌های جنایی و ترسناک (هارور) هم دیده‌ایم که مؤلفان چگونه از لوکیشن برای افزایش جذابیت داستان بهره می‌برند. در این رمان نیز از همان ابتدا، وقتی شخصیت‌های قصه وارد این خانه می‌شوند، ما خوانندگان، ترسی زیر پوست‌مان احساس می‌کنیم. مثل خود تریشیا. ما نیز مانند او صداهایی که از اتاق زیرشیروانی به‌گوشش می‌رسد می‌شنویم.

خلاصه کتاب هرگز دروغ نگو

مضمون اصلی کتاب « هیچ‌وقت دروغ نگو»

«هیچ‌وقت دروغ نگو» گرچه یک داستان جنایی است اما در کنار آن یک تریلر روان‌شناسانه هم هست. از مضامین اصلی رمان اعتماد و خیانت است، اینکه چگونه یک دروغ کوچک می‌تواند تبعات بزرگی در زندگی افراد ایجاد کند و به تدریج تمامی جنبه‌های زندگی آن‌ها را تحت تأثیر قرار دهد.
پیچدگی‌های روابط انسانی و نیز تعارض‌های عاطفی و اخلاقی انسان‌ها در این رمان برجسته می‌شود.
از خلال خرده‌روایت‌های این رمان، نویسنده بر خودشناسی، رها کردن گذشته و ارزش در اکنون زندگی کردن و تأثیر انتخاب‌های امروز بر آینده، تأکید می‌کند. 

بخشی از کتاب هرگز دروغ نگو

سبک و نوع روایت رمان «هیچ‌وقت دروغ نگو»

رمان دو نوع روایت زمانی دارد: یکی گذشته و دیگری حال. بخش‌هایی که زمان به گذشته می‌رود، مربوط به روایت دکتر هیل می‌شود و زمانی که قصه به زمان حال برمی‌گردد وقتی است که تریشیا و ایتن در مرکز روایت قرار می‌گیرند. راوی رمان اول‌شخص است، اما خواننده از جایی به بعد متوجه می‌شود که راویِ غیرقابل اعتماد است. درواقع راوی هم دروغ‌گو است. اوست که با دادن سرنخ‌های اشتباهی و دور کردن خواننده از اصل ماجرا، خواننده را گمراه می‌کند. البته این یک تکنیک نویسندگی است. با اجرای درست همین تکنیک خواننده به قصه جذب می‌شود و صفحه به صفحه جلو می‌رود. ریتم داستان تند است و نویسنده چندان در قید و بند توصیف نیست و بیشتر هم و غم‌اش معطوف به توضیح جزییات روانی شخصیت‌هاست. یک نکته‌ی ظریف هم در هنر نویسنده هست که جالب توجه است.

امتیاز کتاب «هرگز دروغ نگو» در آمازون: 4/9 از ۵

Separator

یک جرعه از کتاب

حالت چطوره؟ بی‌مصرف‌ترین عبارت دوکلمه‌ای در دنیای ارتباطات. هیچ‌کدام از کسانی که این را می‌پرسند نمی‌خواهند جوابش را بدانند و هیچ‌کدام از کسانی که جوابش را می‌دهند حقیقت را نمی‌گویند.
هر انسانی اگر به اندازه‌ی کافی تحت فشار قرار بگیرد، قادر به انجام دادن کارهای وحشتناک است.
اگه همیشه به همدیگه کمک کنیم، هیچ‌کسی به شانس احتیاج نداره.
تنها راهی که دو نفر بتونن یه راز رو نگه دارن اینه که یکی از اون‌ها بمیره.
مادرم همیشه می‌گه اگه فرصت در خونه‌ت رو نزد، خودت یه در بساز.
شادی نتیجه‌ی چیزی که می‌گیریم نیست، نتیجه‌ی چیزیه که می‌بخشیم.
هیچ‌وقت نباید به کسی بگویند «دوستت دارم»، مگر آنکه واقعاً همین احساس را داشته باشند.
یک روزی می‌گوید که من را دوست دارد... از صورتش می‌توانم این را بخوانم. نمی‌دانم کِی، ولی بالاخره یک روزی می‌گوید.
اگه از معلم‌هات باهوش‌تر باشی، خیلی‌هاشون ازت خوششون نمی‌آد.
انسان‌ها با رد شدن راحت کنار نمی‌آیند. زمانی که نیاکانمان شکارچی و غارتگر بودند، برایشان تبعید شدن از قبیله با حکم مرگ فرقی نداشت. برای همین، رد شدن برای انسان بسیار دردناک است.
دروغ‌گوها بی‌قرارند. لحن صدا یا نحوه‌ی صحبت کردنشان تغییر می‌کند. دروغ‌گوها بیش از حد اطلاعات می‌دهند و جزئیات زیادی را می‌گویند تا خودشان یا دیگران را در مورد حرفی که می‌زنند متقاعد کنند.
گلوریا اولین نفری نیست که در موقعیت‌های مختلف می‌گوید من زیادی لاغر و استخوانی هستم. مثل یک اسکلت.
چطور ممکن است یک نفر فکر کند وضعیت بدنی من به او ربط دارد. حتی در حد جواب دادن به حرفش هم برای نظرش احترامی قائل نمی‌شوم.
مرد فوق‌العاده‌ای بود! دوست‌داشتنی و باهوش بود و از تمام نقص‌هام چشم‌پوشی می‌کرد. نه، ازشون چشم‌پوشی نمی‌کرد... ازشون خوشش می‌اومد. من رو با همه‌ی نقص‌هام دوست داشت.
از دیدگاه روان‌شناسی اجتماعی، نقش سنتی جنسیت‌ها اغلب اوقات به نفع مردهاست. آن‌ها خودشان را موظف به تصمیم‌گیری و کنترل اوضاع می‌دانند، درحالی‌که زن‌ها باید از آن‌ها تبعیت کنند. با پیش‌دستی کردن در کاری مانند دادن هزینه‌ی غذا در اولین قرار، مرد جای پای خودش را در جایگاه فرد سلطه‌گر در رابطه محکم می‌کند و نقش تابع را به زن می‌دهد.
یک تحقیق روان‌شناختی نشان داده که در پی تقلب کردن یا شکستن قانون احساس خوب غیرمنتظره‌ای به وجود می‌آید، همین‌طور احساس رهایی از تمام قانون‌ها. پس شاید همه باید گاهی اوقات قانون را بشکنیم.
Separator

خلاصه کتاب

تریشیا به همراه همسرش، ایتن، که تازه با هم ازدواج کرده‌اند در فکر خریدن خانه هستند. یک خانه‌ی بزرگ که خارج از شهر باشد. بعد از مدت‌ها جست‌وجو و دریافت پیشنهادات و دیدن خانه‌های مختلف، سرانجام خانه‌ای پیدا می‌کنند که به ایده‌آل‌هایشان نزدیک است. در مسیر بازدید از خانه که بیرون شهر و در جنگل واقع است، در برف و بوران گیر می‌افتند. آنتن تلفن همراه‌شان قطع می‌شود و سرانجام مجبور می‌شوند پیاده بقیه‌ی مسیر را تا به خانه‌ی جدیدشان بروند. با دیدن نمای کلی ساختمان به وجد می‌آیند چرا که خانه‌ای همچون قصر پیش چشمان‌شان می‌بینند. همچنین از بیرون می‌بینند که چراغ یکی از اتاق‌های طبقات بالا روشن است. ابتدا فکر می‌کنند مشاور املاک است که زودتر رسیده و حالا منتظر آن‌ها نشسته. اما وقتی در و زنگ را می‌زنند کسی پاسخ نمی‌دهد. با جست‌وجو بسیار سرانجام کلیدهای یدک خانه را همان اطراف پیدا می‌کنند و در را باز و وارد خانه می‌شوند. وسایل خانه را خاک گرفته و خبری از کسی نیست. اما به یک‌باره چراغ‌ها روشن می‌شود و آن‌ها می‌فهمند ساکن این خانه همان روان‌شناسی معروفی است که از گم‌شدنش سه سال می‌گذرد و همگان او را مُرده پنداشته بودند؛ روان‌شناسی به‌نام دکتر هیل. تریشا به صورت اتفاقی یک اتاق مخفی پیدا می‌کند و در آن کاست‌های صدای تک تک بیمارانی است که دکتر هیل با آن‌ها مصاحبه کرده است. همان‌طورکه تریشیا به نوارهای کاست گوش می‌دهد، از زنجیره‌ی وحشتناک وقایع منجر به ناپدید شدن مرموز دکتر هیل مطلع می‌شود. تریشیا تا ساعات پایانی شب نوارها را یک به یک گوش می‌دهد و با هر یک از نوارها، تکه‌ی تکان‌دهنده و هولناک دیگری از پازل داستان در جای خود قرار می‌گیرد و شبکه‌ی دروغ‌های دکتر آدرین هیل به آرامی آشکار می‌شود.
Separator

درباره نویسنده

نخستین رمانش در سال ۲۰۱۳ منتشر شد. آن موقع مثل خودش، کسی نمی‌دانست که کم‌تر از یک دهه بعد، او به نویسنده‌ای بدل می‌شود که آثارش پرفروش می‌شود. فریدا مک‌فادن، خیلی زود به نویسنده‌ای موفق بدل شد. نویسنده‌ای که پزشک متخصص در آسیب‌های مغزی است و حرفه‌اش هم بسیار در کار نویسندگی کمک‌حالش بوده. درست مانند خانه‌ای که در آن زندگی می‌کند. خانه‌ای مثل همان خانه‌های هراسناک داستان‌هایش. خانه‌ای سه طبقه با قدمتی نزدیک به صد سال، مشرف به اقیانوس. با راه‌پله‌هایی که ناله می‌کنند و اگر در این خانه فریاد بزنی هیچ‌کس صدایت را نخواهد شنید. این‌ها را مک‌فادن در صفحه‌ی گودریدزش نوشته. تا کنون کتاب‌هایش برنده‌ی جوایز بسیاری شده‌اند، از جمله جایزه‌ی بین‌المللی بهترین کتاب نویسندگان تریلرنویس و بهترین کتاب آمازون. 
Separator

سوالات متداول

برای عشاق رمان‌های جنایی و معمایی. کسانی‌که از دیرباز با آثار آگاتا کریستی و آرتور کانن دویل جنایی‌خوان شدند و همچنان هم جنایی می‌خوانند.
از نویسندگان خوش‌اقبال غربی در ایران یکی هم همین فریدا مک‌فادن بوده که بیشتر آثارش به فارسی ترجمه شده. بعد از «هیچ‌وقت دروغ نگو» می‌توانی رمان‌های «خدمتکار» و «بخش دی» را دست بگیری.
Separator

کتاب‌های مشابه

Separator

نظر کاربران

نظر خود را با ما به اشتراک بگذارید.